خلاصه مطلبدر این هفته درباره فلسفه وجه تضمین، ارزش گذاری آتی، کنتانگو و بکواردیشن، دینامیک نرخ بهره ، ،ربیتراژ و سایر استراتژی های بازار آتی صحبت می کنیم.
کسب سود از بازار «کونتانگو» با استفاده از قراردادهای آتی
یکی از راهکارهای راهبری در شرایط بازار کونتانگو (Contango) و کسب بازدهی از آن، بهکارگیری قراردادهای آتی (Futures Contracts) است. قراردادهای آتی، توافقنامههایی برای خرید یا فروش یک دارایی خاص در قیمت و تاریخ سررسید مشخصی در آینده هستند. در خصوص کالاها (کامودیتیها) نظیر نفت یا گاز طبیعی، از این ابزار اغلب برای مدیریت ریسک نوسانات قیمتی (Hedging) استفاده میشود. زمانی که ساختار بازار در وضعیت کونتانگو قرار دارد (قیمتهای آتی بالاتر از قیمت نقد است)، میتوان از قراردادهای آتی برای تثبیت قیمت فروش بالاتر در آینده استفاده کرد که میتواند منجر به سودآوری برای سرمایهگذار گردد. در ادامه چند استراتژی برای کسب سود از وضعیت کونتانگو با استفاده از قراردادهای آتی تشریح شده است:
۱. اتخاذ موقعیت خرید در قراردادهای آتی (Long Futures Position):
اگر تحلیل سرمایهگذار نشاندهنده وضعیت کونتانگو در بازار باشد و پیشبینی کند که قیمت دارایی در آینده افزایش خواهد یافت، میتواند قراردادهای آتی را در قیمت فعلی (که پایینتر است) خریداری کند. هنگام سررسید قرارداد، سرمایهگذار میتواند دارایی را با قیمت بالاتر در بازار به فروش رسانده و سود شناسایی کند.
مثال: فرض کنید سرمایهگذاری بر این باور است که قیمت نفت در آینده افزایش مییابد. او یک قرارداد آتی نفت را با قیمت فعلی ۵۰ دلار در هر بشکه خریداری میکند. در زمان سررسید قرارداد، قیمت نفت به ۶۰ دلار در هر بشکه افزایش یافته است. سرمایهگذار میتواند نفت را با قیمت بالاتر فروخته و ۱۰ دلار در هر بشکه سود کسب کند.
۲. رولاور یا تمدید قراردادهای آتی (Rolling Over):
اگر سرمایهگذار از قبل دارای موقعیت باز در قراردادهای آتیِ یک دارایی در وضعیت کونتانگو باشد، میتواند قراردادهای خود را به یک تاریخ سررسید دورتر «رول» (منتقل) کند. این کار به سرمایهگذار اجازه میدهد تا قیمت بالاتر را برای بازه زمانی طولانیتری تثبیت کرده و پتانسیل کسب سود بیشتری داشته باشد.
مثال: فرض کنید سرمایهگذاری قراردادهای آتی گاز طبیعی در اختیار دارد که یک ماه دیگر منقضی میشوند. قیمت فعلی این قراردادها ۲ دلار به ازای هر MMBtu است، اما قیمت بازار (Spot) ۲.۵۰ دلار است. سرمایهگذار میتواند قراردادها را به سررسیدی دورتر، مثلاً سه ماه آینده با قیمتی بالاتر، رولاور کند. این اقدام امکان تثبیت قیمت بالاتر برای مدتی طولانیتر و دستیابی به سود بیشتر را فراهم میسازد.
۳. استفاده از اختیار معامله روی قراردادهای آتی (Options on Futures):
ابزار «اختیار معامله روی آتی» به سرمایهگذاران این حق را میدهد (بدون الزام) که دارایی پایه را در قیمتی از پیش تعیینشده و قبل از تاریخی مشخص، خرید یا فروش کنند. در بازار کونتانگو، اگر سرمایهگذار پیشبینی صعود قیمت را داشته باشد، میتواند اختیار خرید (Call Option) و اگر پیشبینی نزول داشته باشد، اختیار فروش (Put Option) روی قراردادهای آتی خریداری کند.
مثال: فرض کنید سرمایهگذاری معتقد است قیمت گندم در آینده افزایش مییابد. او «اختیار خرید» قرارداد آتی گندم را با قیمت اعمال ۵ دلار در هر بوشل خریداری میکند. زمانی که اختیارها منقضی میشوند، قیمت گندم به ۶ دلار رسیده است. سرمایهگذار میتواند اختیار خود را اعمال کرده (خرید در ۵ دلار) و سپس گندم را به قیمت ۶ دلار بفروشد که منجر به سود میشود.
نتیجهگیری:
استفاده از قراردادهای آتی یکی از روشهای کلیدی برای فعالیت در محیط بازار کونتانگو و کسب بازده از آن است. سرمایهگذاران با خرید قراردادهای آتی، رولاور کردن قراردادها به سررسیدهای بعدی، یا استفاده از اختیار معامله، میتوانند قیمتهای بالاتر آینده را تثبیت کرده و به طور بالقوه سود کسب کنند. با این حال، درک عمیق ریسکهای مرتبط با قراردادهای آتی و انجام تحقیقات جامع (Due Diligence) پیش از ورود به سرمایهگذاری، امری حیاتی است.
مقایسه بکواردیشن (Backwardation) و کونتانگو (Contango)
اگر در بازار آتی، قیمتها با هر تاریخ سررسید متوالی بالاتر بروند، این وضعیت به عنوان یک منحنی فوروارد (Forward Curve) با شیب صعودی توصیف میشود. این شیب صعودی – که به کونتانگو معروف است – متضاد بکواردیشن است. نام دیگر این منحنی فوروارد با شیب صعودی، "فورواردیشن" (Forwardation) است. در حالت کونتانگو، قیمت قرارداد آتی نوامبر بالاتر از قرارداد اکتبر است، که آن هم بالاتر از قیمت جولای است و به همین ترتیب. در شرایط عادی بازار، منطقی است که قیمت قراردادهای آتی هرچه تاریخ سررسید دورتر باشد، افزایش یابد؛ زیرا این قیمتها شامل هزینههای سرمایهگذاری مانند "هزینههای حمل" (Carrying Costs) یا هزینههای انبارداری برای یک کالا هستند.
زمانی که قیمتهای آتی از قیمتهای فعلی (نقد) فراتر میروند، انتظار میرود که قیمت نقد (Spot Price) افزایش یابد تا با آنها مطابقت پیدا کند. برای مثال، معاملهگران قراردادهای آتی را که قیمتهای بالاتری در آینده دارند، میفروشند (موقعیت فروش یا Short میگیرند) و در قیمتهای پایینترِ نقد خرید میکنند. نتیجه این امر، تقاضای بیشتر برای کالا است که قیمت نقد را به سمت بالا سوق میدهد. با گذشت زمان، قیمت نقد و قیمت آتی همگرا میشوند (به یکدیگر میرسند). یک بازار آتی میتواند بین وضعیت کونتانگو و بکواردیشن تغییر حالت دهد و برای یک دوره کوتاه یا طولانی در هر یک از این وضعیتها باقی بماند.
دینامیک نرخ بهره و قیمتگذاری در بازار آتی (Futures)
نرخهای بهره، نقشی بنیادی و حیاتی در شکلدهی به ساختار بازار آتی ایفا میکنند. نوسانات و حرکت نرخهای بهره میتواند تأثیری عمیق و معنادار بر مکانیسم قیمتگذاری قراردادهای آتی داشته باشد. در این بخش، به واکاوی همبستگی میان نرخهای بهره و قیمتگذاری آتی میپردازیم. ما بررسی خواهیم کرد که تغییرات در نرخ بهره چگونه بر اکوسیستم بازار آتی اثر میگذارد و معاملهگران حرفهای هنگام فعالیت در بازاری که تحت تأثیر این نرخهاست، چه فاکتورهایی را باید در نظر بگیرند.
۱. نرخهای بهره و قیمتگذاری آتی (Cost of Carry) نرخهای بهره تأثیری مستقیم بر «هزینه سرمایه» (Cost of Capital) دارند که این امر مستقیماً مدلهای قیمتگذاری قراردادهای آتی را متأثر میسازد. (در ادبیات فیوچرز، این موضوع عمدتاً به مفهوم Cost of Carry یا هزینه حمل اشاره دارد). زمانی که نرخهای بهره افزایش مییابند، هزینه استقراض بالا میرود و سرمایهگذاران برای تخصیص سرمایه خود، خواهان نرخ بازدهی بالاتری هستند. این پدیده منجر به افزایش هزینه سرمایه شده و در نهایت، قیمت قراردادهای آتی را به سمت بالا سوق میدهد (زیرا هزینه نگهداری موقعیت یا دارایی پایه تا سررسید افزایش مییابد). در مقابل، زمانی که نرخهای بهره کاهش مییابند، هزینه استقراض ارزانتر شده و سرمایهگذاران به بازدهی کمتری راضی میشوند. این امر منجر به کاهش هزینه سرمایه و در نتیجه، فشار نزولی بر قیمت قراردادهای آتی میشود.
۲. تأثیر نرخهای بهره بر «منحنی بازده» (Yield Curve) منحنی بازده، نمایشی گرافیکی از رابطه میان نرخهای بهره (بازده) و زمان تا سررسید اوراق بدهی است. این منحنی ابزاری فاندامنتال برای سرمایهگذاران است تا مسیر آتی نرخهای بهره را پیشبینی کنند. تغییرات در نرخ بهره، شکل هندسی منحنی بازده را تغییر میدهد که این تغییر شکل، به نوبه خود بر قیمتگذاری قراردادهای آتی اثر میگذارد. زمانی که نرخهای بهره افزایش مییابند، منحنی بازده معمولاً «شیبدارتر» (Steeper) میشود؛ بدین معنا که شکاف (Spread) میان نرخهای بهره کوتاهمدت و بلندمدت عمیقتر میگردد. این اتفاق منجر به افزایش هزینه سرمایه برای سرمایهگذاریهای بلندمدت شده و قیمت قراردادهای آتی با سررسیدهای طولانیتر را افزایش میدهد.
۳. همبستگی میان نرخهای بهره و تورم (Inflation) نرخهای بهره و تورم پیوندی تنگاتنگ و متقابل دارند. با افزایش فشارهای تورمی، نرخهای بهره نیز معمولاً تمایل به صعود دارند. دلیل بنیادی این امر، فرسایش قدرت خرید پول توسط تورم است؛ لذا سرمایهگذاران برای جبران این کاهش ارزش، بازدهی اسمی بالاتری طلب میکنند. هنگامی که نرخهای بهره (در پاسخ به تورم) افزایش مییابند، هزینه سرمایه بالا رفته و این امر موجب افزایش قیمت قراردادهای آتی میشود. برعکس، با فروکش کردن تورم، نرخهای بهره تمایل به کاهش دارند که منجر به کاهش قیمتها در بازار آتی میگردد.
۴. تأثیر سیاستهای بانک مرکزی (Monetary Policy) بر نرخهای بهره بانکهای مرکزی بازیگردانان اصلی در تعیین و جهتدهی به نرخهای بهره هستند. آنها از ابزارهای متنوع سیاست پولی (مانند عملیات بازار باز یا تغییر نرخ تنزیل) برای تأثیرگذاری بر هزینه استقراض و حجم عرضه پول در اقتصاد استفاده میکنند. سیاستهای بانک مرکزی میتواند ایمپکت (Impact) قابلتوجهی بر قیمتگذاری آتی داشته باشد. برای مثال، زمانی که بانک مرکزی سیاستهای انبساطی اتخاذ کرده و نرخهای بهره را کاهش میدهد، این امر محرک رشد اقتصادی شده و تقاضا برای قراردادهای آتی را افزایش میدهد که نتیجه آن رشد قیمتهاست. در مقابل، سیاستهای انقباضی و افزایش نرخ بهره، میتواند منجر به کند شدن رشد اقتصادی، کاهش تقاضا و افت قیمتها در بازار آتی شود.
۵. جمعبندی اجرایی نرخهای بهره متغیری کلیدی در فرمولاسیون قیمتگذاری قراردادهای آتی هستند. معاملهگران باید آگاهی کاملی از دینامیک رابطه بین نرخ بهره و قیمتهای آتی و چگونگی تأثیر تغییرات این نرخ بر بازار داشته باشند. هنگام معامله در محیطی که متأثر از نرخ بهره است، معاملهگران باید تأثیر سیاستهای بانک مرکزی، چشمانداز تورمی و شکل منحنی بازده را در تحلیلهای خود لحاظ کنند. درک عمیق این تعاملات متقابل، کلید اتخاذ تصمیمات معاملاتی آگاهانه و مدیریت ریسک مؤثر است.
بهکارگیری قراردادهای آتی (Futures) برای حفظ سرمایه
وقتی صحبت از «حفظ سرمایه» (Capital Preservation) به میان میآید، سرمایهگذاران طیف متنوعی از تکنیکهای پوشش ریسک خرد (Microhedge) را در اختیار دارند. یکی از متداولترین روشها، استفاده از قراردادهای آتی است. قراردادهای آتی به سرمایهگذاران اجازه میدهند تا قیمتی را برای یک دارایی خاص در آینده تثبیت (Lock in) کنند، که این امر سطحی از قطعیت و نوعی مصونیت در برابر نوسانات بازار (Market Volatility) را فراهم میآورد. در این بخش، مزایا و معایب استفاده از قراردادهای آتی برای حفظ سرمایه را بررسی خواهیم کرد.
۱. پوشش ریسک (Hedging) با قراردادهای آتی قراردادهای آتی نوعی ابزار مشتقه (Derivative) هستند که بر اساس آنها سرمایهگذاران توافق میکنند یک دارایی را با قیمت و تاریخی از پیش تعیینشده در آینده خرید یا فروش کنند. این ویژگی آنها را به ابزاری ایدهآل برای پوشش ریسک در برابر نوسانات بازار تبدیل میکند. بهعنوانمثال، فرض کنید سرمایهگذاری مالک یک سبد سهام (Portfolio) است و نگران ریزش احتمالی بازار میباشد. با اتخاذ موقعیت در قراردادهای آتیِ یک «شاخص بازار سهام»، سرمایهگذار میتواند عملاً ارزش آتی پورتفوی خود را تثبیت کرده و از آن در برابر زیانهای احتمالی محافظت نماید.
۲. مزایای قراردادهای آتی یکی از مزایای اصلی بهکارگیری قراردادهای آتی برای حفظ سرمایه، انعطافپذیری بالای آنهاست. سرمایهگذاران میتوانند از این قراردادها برای پوشش ریسک طیف وسیعی از داراییها، شامل سهام، اوراق قرضه، ارزها و کالاها (Commodities) استفاده کنند. علاوه بر این، قراردادهای آتی از نقدشوندگی (Liquidity) بسیار بالایی برخوردارند؛ بدین معنا که به سادگی در بورسهای سراسر جهان قابل خرید و فروش هستند. این ویژگی، آنها را به ابزاری کارآمد برای سرمایهگذارانی تبدیل میکند که میخواهند استراتژیهای پوشش ریسک خود را همگام با تغییر شرایط بازار، به سرعت تعدیل کنند.
۳. معایب قراردادهای آتی اگرچه قراردادهای آتی ابزاری مؤثر برای حفظ سرمایه هستند، اما معایبی نیز دارند. یکی از بزرگترین ریسکهای مرتبط با آنها، ریسک طرف مقابل (Counterparty Risk) است. از آنجا که قراردادهای آتی در بورسها معامله میشوند، سرمایهگذاران به طور غیرمستقیم در معرض اعتبار بورس یا اتاق پایاپای (Clearinghouse) قرار دارند. همچنین، قراردادهای آتی ذاتاً اهرمی (Leveraged) هستند؛ به این معنی که حتی نوسانات کوچک قیمتی میتواند منجر به سود یا زیانهای قابلتوجه شود (که نیازمند مدیریت دقیق مارجین است).
۴. جایگزینهای قراردادهای آتی در حالی که قراردادهای آتی ابزاری محبوب برای حفظ سرمایه محسوب میشوند، تنها گزینه موجود نیستند. سایر تکنیکهای مایکرو-هج، نظیر قراردادهای اختیار معامله (Options) و صندوقهای قابل معامله در بورس (ETFs) نیز میتوانند در کاهش ریسک مؤثر باشند.
قراردادهای اختیار معامله (Options): به سرمایهگذار این «حق» (و نه الزام) را میدهند که یک دارایی را در قیمت و تاریخ مشخصی در آینده خرید یا فروش کند.
صندوقهای ETF: نوعی صندوق سرمایهگذاری هستند که عملکرد یک دارایی یا شاخص خاص را ردیابی (Track) میکنند.
۵. نتیجهگیری در مجموع، قراردادهای آتی میتوانند ابزاری قدرتمند برای حفظ سرمایه باشند، اما با ریسکها و چالشهایی نیز همراهاند. ضروری است که سرمایهگذاران استراتژیهای پوشش ریسک خود را به دقت بررسی کرده و مزایا و معایب هر گزینه را بسنجند. جایگزینهایی مانند قراردادهای اختیار معامله و ETFها میتوانند مزایای مشابهی را با ریسک کمتر ارائه دهند و شایسته بررسی هستند. در نهایت، بهترین گزینه به اهداف فردی و سطح تحمل ریسک (Risk Tolerance) سرمایهگذار بستگی خواهد داشت.
در صورتیکه علاقمند به تهیه دوره هستید؛ به این لینک مراجعه فرمایید.
نظرات (0)
برای این دوره هیچ نظری ثبت نشده است. شما اولین نظر را ثبت کنید.
ارسال نظر