خلاصه مطلبقرارداد های آتی یکی از مهمترین انواع قراردادهای مشتقه هستند. تاریخچه این قراردادها در جهان به 180 سال می رسد. فلسفه وجه تضمین، ارزش گذاری آتی، کنتانگو و بکواردیشن، دینامیک نرخ بهره ، ،ربیتراژ و سایر استراتژی های بازار آتی صحبت می کنیم. در این جلسه درباره طلا، تاریخچه ان، عوامل موثر بر ارزش طلا صحبت می کنیم.
تعاریف و اصطلاحات رایج در معاملات قرارداد آتی بر اساس مصوبه 19/12/1386 هیأت مدیره سازمان بورس و اوراق بهادار:
1-آخرین روز معاملاتی 2-اتاق پایاپای 3-اخطاریه افزایش وجه تضمین 4- ارزش قرارداد 5-اطلاعیه معاملاتی قرارداد آتی -6اعلامیه تحویل 7- بازار جبرانی 8-بستن موقعیت 9-بورس 10- به روز رسانی حساب ها 11-بیانیه ریسک 12-پیش پرداخت تحویل 1۳-تحویل 14-تسویه نقدی 15-دوره عادی معاملاتی 16- جلسه معاملات 17-حداقل وجه تضمین 18-حراج پیوسته 19-حراج تک قیمتی 2۰ - حساب عملیاتی مشتری 21-خریدار 22-دارائی پایه 23-دوره پایانی معاملات 24- دوره پیش گشایش 2۵-دوره تسویه روزانه 26- دوره گشایش 27- دوره معاملات 2۸-رسید انبار 29-روزکاری 30-سفارش 3۱-فروشنده 32-. قراردادآتی 33-قرارداد آتی پذیرش شده ۳۴-قیمت تسویه روزانه 35-کمیته آتی 36-گواهی آمادگی تحویل 3۷-ماه قرارداد 38- مشتری 39-موقعیت تعهدی ۴0-موقعیت تعهدی باز 4۱- موقعیت تعهدی خرید 42-موقعیت تعهدی فروش ۴3-وجه تضمین ۴۴-وجه تضمین اضافی 45-وجه تضمین اولیه ۴6-وجه تضمین جبرانی
1- آخرین روز معاملاتی: آخرین روزی که امکان معامله یک "قرارداد آتی" در "بورس"وجود دارد.
2-اتاق پایاپای: واحدی است که وظیفه تسویه و پایاپای "قرارداد آتی" را برعهده دارد.
3-اخطاریه افزایش وجه تضمین: اخطاری است که به منظور افزایش وجه تضمین مشتریان تا سطح "وجه تضمین اولیه" داده می شود.
4- ارزش قرارداد: ارزش دارایی تعهد شده در "قرارداد آتی" در زمان اخذ موقعیت تعهدی است.
5-اطلاعیه معاملاتی قرارداد آتی : گزارشی است که برای اطلاع سرمایه گذاران از وضعیت "دارائی پایه" و مشخصات "قرارداد آتی" در قالب فر م هایی که به تصویب هیئت مدیرة "بورس" می رسد،برای عموم منتشر می شود.
6-اعلامیه تحویل: اعلامیه ای است که توسط اتاق پایاپای جهت اطلاع خریداران از وضعیت تحویل کالا به آنها ارائه می گردد.
7- بازار جبرانی: بازاری است که پس از پایان معاملات روزانه تشکیل می گردد. در این بازارمحدودیتهای قیمتی و مقداری معاملات تغییر می یابد و معاملات آن تاثیری در محاسبه "قیمت تسویه روزانه" ندارد.
8-بستن موقعیت: تبدیل تعهد از طریق اتخاذ یک "موقعیت تعهدی" جدید معکوس در مقابل "موقعیت تعهدی باز" مشتری.
9- بورس: شرکت بورس کالای ایران(سهامی عام ( می باشد.
10-به روز رسانی حساب ها: فرآیندی است که پس از پایان "جلسه معاملات" توسط "اتاق پایاپای" و به ترتیبی که در این دستورالعمل ذکر گردیده است، با هدف کنترل وجوه تضمین مشتریان انجام می شود.
11-بیانیه ریسک: فرمی است که قبل از فعالیت در بازار معاملات آتی باید به امضا مشتری رسیده باشد و حاکی از اقرار شخص مذکور نسبت به آگاهی کامل وی از ریسک موجود در این معاملات می باشد.
12- پیش پرداخت تحویل: وجهی است که خریداران باید به عنوان پیش پرداخت جهت تحویل کالا نزد" اتاق پایاپای" تودیع نمایند.
13-تحویل: تسلیم دارایی پایه "قرارداد آتی" سررسید شده توسط فروشنده به خریدار.
14-تسویه نقدی: توافق طرفین تعهد مبنی برسقوط تعهدات ایشان است که بر مبنای آن تسویه نهایی بر حسب آخرین" قیمت تسویه روزانه" صورت پذیرفته و مانده وجوه مسترد می گردد.
15- دوره عادی معاملاتی: دوره زمانی است که در آن معاملات بر مبنای "حراج پیوسته" انجام می شود.
16-جلسه معاملات: دوره زمانی انجام معاملات یک "قرارداد آتی" است که شامل "دوره گشایش"،"جلسه عادی معاملاتی" و "دوره پایانی معاملات"می شود.
17-حداقل وجه تضمین: حداقلی از سطح "وجه تضمین اولیه" است که برای هر موقعیت تعهدی باز باید موجود باشد. حداقل مذکور در مشخصات هر"قرارداد آتی" تعیین می شود.
18-حراج پیوسته: حراجی است که پس از "دوره گشایش" آغاز و تا پایان جلسه معاملات ادامه می یابد.
19-حراج تک قیمتی: حراجی است که پس از "دوره پیش گشایش" جهت کشف یک نرخ برای اجرای سفارشات ثبت شده و شروع حراج پیوسته انجام می شود.
20- حساب عملیاتی مشتری: حساب بانکی مشتری است که جهت تسویه وجوه توسط "اتاق پایاپای" مورد استفاده قرار می گیرد.
21-خریدار: شخصی است که تعهد به خرید دارایی پایه در سر رسید می نماید و مطابق عرف بازار خریدار نامیده می شود.
22- دارائی پایه: دارائی موضوع" قرارداد آتی پذیرش شده" است.
23-دوره پایانی معاملات: دوره ای است که بازار با آن پایان می یابد و طی آن ورود سفارش جدید و یا ابطال سفارشات امکان پذیر نمی باشد و صرفاً سفارشاتی که با تغییر قیمت، شرایط برابری قیمت خرید و فروش را احراز می کنند، در این دوره اجرا می شوند.
24- دوره پیش گشایش: دوره ای است که در آن امکان ثبت , تغییر و حذف سفارش وجود دارد و لیکن سفارشات اجرا نمی شود.
25- دوره تسویه روزانه: مدت زمانی است که طی آن عملیات مربوط به تسویه "قرارداد آتی" صورت می گیرد.
26- دوره گشایش: این دوره شامل دوره "پیش گشایش" و "حراج تک قیمتی" است.
27-دوره معاملات: فاصله زمانی اولین لغایت آخرین روز معاملات هر "قرارداد آتی" که درمشخصات آن قرارداد تعریف می شود.
28-رسید انبار: سندی است که توسط انبارهای مورد تائید "بورس" صادر شده و مالکیت شخص را بر مقدار مشخصی از یک کالا گواهی می کند.
29-روزکاری: روزهای مجاز معاملاتی که توسط هیئت مدیره "بورس" جهت انجام معاملات آتی تعیین می شود.
30-سفارش: دستور مشتری جهت اتخاذ "موقعیت تعهدی" خرید یا فروش
31-فروشنده: شخصی است که تعهد به فروش "دارایی پایه" در سر رسید می نماید و مطابق عرف بازار فروشنده نامیده می شود.
32- قراردادآتی: قراردادی است که فروشنده براساس آن متعهد می شود در سررسید معین، مقدارمعینی از کالای مشخص را به قیمتی که الان تعیین می کنند بفروشد و در مقابل طرف دیگر قرارداد متعهد می شود آن کالا را با آن مشخصات خریداری کند و برای جلوگیری از امتناع طرفین از انجام قرارداد ، طرفین به صورت شرط ضمن عقد متعهد می شوند مبلغی را به عنوان وجه تضمین نزد اتاق پایاپای بگذارند و متعهد می شوند متناسب با تغییرات قیمت آتی، وجه تضمین را تعدیل کنند و اتاق پایاپای از طرف آنان وکالت دارد متناسب با تغییرات، بخشی از وجه تضمین هر یک از طرفین را به عنوان اباحه تصرف در اختیار دیگری قرار دهد و او حق استفاده از آن را خواهد داشت تا در سررسید با هم تسویه کنند.
33-قرارداد آتی پذیرش شده: اوراق بهادار مبتنی بر کالایی است که توسط هیئت پذیرش"بورس" به منظور معاملات آتی در "بورس" پذیرش شده است.
34-قیمت تسویه روزانه : قیمتی است که روزانه جهت به روز رسانی حساب ها توسط "بورس"محاسبه و اعلام می گردد.
35-کمیته آتی :کمیته ای است که توسط هیأت مدیره "بورس" جهت انجام وظایف مصرح دردستورالعمل اجرایی معاملات قرارداد آتی تشکیل می گردد.اعضای این کمیته باید بر اساس مقررات و با رعایت بی طرفی و انصاف عمل کنند. ضوابط اجرایی فعالیت کمیته توسط هیئت مدیره" بورس" تعیین می شود و مدیرعامل"بورس" مسئولیت نظارت بر حسن انجام وظایف این کمیته را بر عهده دارد.
36-گواهی آمادگی تحویل: سندی است که توسط فروشنده "قرارداد آتی" و به منظور آگاهی اتاق پایاپای از آمادگی وی جهت تحویل کالا در قالب فرم های بورس ارائه می گردد.
37- ماه قرارداد: ماهی است که درآن" قرارداد آتی" سررسید می شود.
38-مشتری: شخصی که به عنوان خریدار یا فروشنده در بازار فعالیت می کند.
39- موقعیت تعهدی: تعهد موضوع یک"قرارداد آتی" در بازار معاملات آتی است.
40-موقعیت تعهدی باز:"موقعیت تعهدی" که در بازار معاملات آتی تسویه نهائی نشده است.
41-موقعیت تعهدی خرید:"موقعیت تعهدی" است که مشتری با اتخاذ آن ، متعهد به خرید دارائی پایه ذکر شده در"قرارداد آتی" می گردد.
42-موقعیت تعهدی فروش: موقعیت تعهدی است که مشتری با اتخاذ آن ، متعهد به فروش دارائی پایه ذکر شده در "قرارداد آتی" می گردد.
43-وجه تضمین: وجهی است که در قالب شرط ضمن عقد از مشتریان دریافت می شود.
*توضیح: برای آنکه سرمایه گذاراجازه یابد تا یک قرارداد آتی را بخرد و یا بفروشد بورس از او ودیعه ای را درخواست می کند که مارجین نام دارد. این ودیعه که توسط کارگزار ازسرمایه گذاران جمع آوری می شود به حساب بانکی اتاق پایاپای بورس واریز میشود. این ودیعه که متعلق به سرمایه گذار است می تواند هر لحظه توسط او از کارگزار درخواست شود و کارگزار موظف است آنرا فوراً به سرمایه گذار تحویل دهد. سپس کارگزار به نوبه خود این مبلغ را صبح روز بعد از اتاق پایاپای بورس دریافت می کند. علت درخواست این مبالغ از سرمایه گذاران بسیار ساده است. بازار مالی جائی است که همه می توانند با خیال راحت سرمایه گذاری کنند و واهمه ای ندارند که طرف مقابل که با اومعامله کرده زیر حرف خود بزند. اصولا بورس یا همان بازار مالی به همین علت جذاب است. ودیعه سپاری یکی از مهمترین مکانیزم هائی است که که بورس را به ایجاد این محل امن برای سرمایه گذاران کمک می کند.
44-وجه تضمین اضافی: وجه تضمینی است که در صورت عدم کفایت "وجه تضمین اولیه" جهت پوشش ریسک نوسانات قیمت، از کلیه مشتریان دارای "موقعیت تعهدی باز" اخذ می گردد. این وجه با اعلام اتاق پایاپای و طی مهلت اعلام شده از سوی این اتاق باید توسط مشتریان پرداخت گردد. میزان این وجه توسط "بورس" تعیین می شود.
45-وجه تضمین اولیه: وجه تضمینی است که جهت تضمین ایفای تعهدات مشتریان برای ایجاد یک "موقعیت تعهدی" اخذ می شود. میزان این وجه در مشخصات هر"قرارداد آتی" تعیین می شود.
46-وجه تضمین جبرانی: وجه تضمینی است که مشتریان بعد از دریافت "اخطاریه افزایش وجه تضمین"، باید نزد "اتاق پایاپای" تودیع نمایند.
در صورتیکه علاقمند به تهیه دوره هستید؛ به این لینک مراجعه فرمایید.
کسب سود از بازار «کونتانگو» با استفاده از قراردادهای آتی
یکی از راهکارهای راهبری در شرایط بازار کونتانگو (Contango) و کسب بازدهی از آن، بهکارگیری قراردادهای آتی (Futures Contracts) است. قراردادهای آتی، توافقنامههایی برای خرید یا فروش یک دارایی خاص در قیمت و تاریخ سررسید مشخصی در آینده هستند. در خصوص کالاها (کامودیتیها) نظیر نفت یا گاز طبیعی، از این ابزار اغلب برای مدیریت ریسک نوسانات قیمتی (Hedging) استفاده میشود. زمانی که ساختار بازار در وضعیت کونتانگو قرار دارد (قیمتهای آتی بالاتر از قیمت نقد است)، میتوان از قراردادهای آتی برای تثبیت قیمت فروش بالاتر در آینده استفاده کرد که میتواند منجر به سودآوری برای سرمایهگذار گردد. در ادامه چند استراتژی برای کسب سود از وضعیت کونتانگو با استفاده از قراردادهای آتی تشریح شده است:
۱. اتخاذ موقعیت خرید در قراردادهای آتی (Long Futures Position): اگر تحلیل سرمایهگذار نشاندهنده وضعیت کونتانگو در بازار باشد و پیشبینی کند که قیمت دارایی در آینده افزایش خواهد یافت، میتواند قراردادهای آتی را در قیمت فعلی (که پایینتر است) خریداری کند. هنگام سررسید قرارداد، سرمایهگذار میتواند دارایی را با قیمت بالاتر در بازار به فروش رسانده و سود شناسایی کند. مثال: فرض کنید سرمایهگذاری بر این باور است که قیمت نفت در آینده افزایش مییابد. او یک قرارداد آتی نفت را با قیمت فعلی ۵۰ دلار در هر بشکه خریداری میکند. در زمان سررسید قرارداد، قیمت نفت به ۶۰ دلار در هر بشکه افزایش یافته است. سرمایهگذار میتواند نفت را با قیمت بالاتر فروخته و ۱۰ دلار در هر بشکه سود کسب کند.
۲. رولاور یا تمدید قراردادهای آتی (Rolling Over): اگر سرمایهگذار از قبل دارای موقعیت باز در قراردادهای آتیِ یک دارایی در وضعیت کونتانگو باشد، میتواند قراردادهای خود را به یک تاریخ سررسید دورتر «رول» (منتقل) کند. این کار به سرمایهگذار اجازه میدهد تا قیمت بالاتر را برای بازه زمانی طولانیتری تثبیت کرده و پتانسیل کسب سود بیشتری داشته باشد. مثال: فرض کنید سرمایهگذاری قراردادهای آتی گاز طبیعی در اختیار دارد که یک ماه دیگر منقضی میشوند. قیمت فعلی این قراردادها ۲ دلار به ازای هر MMBtu است، اما قیمت بازار (Spot) ۲.۵۰ دلار است. سرمایهگذار میتواند قراردادها را به سررسیدی دورتر، مثلاً سه ماه آینده با قیمتی بالاتر، رولاور کند. این اقدام امکان تثبیت قیمت بالاتر برای مدتی طولانیتر و دستیابی به سود بیشتر را فراهم میسازد.
۳. استفاده از اختیار معامله روی قراردادهای آتی (Options on Futures): ابزار «اختیار معامله روی آتی» به سرمایهگذاران این حق را میدهد (بدون الزام) که دارایی پایه را در قیمتی از پیش تعیینشده و قبل از تاریخی مشخص، خرید یا فروش کنند. در بازار کونتانگو، اگر سرمایهگذار پیشبینی صعود قیمت را داشته باشد، میتواند اختیار خرید (Call Option) و اگر پیشبینی نزول داشته باشد، اختیار فروش (Put Option) روی قراردادهای آتی خریداری کند. مثال: فرض کنید سرمایهگذاری معتقد است قیمت گندم در آینده افزایش مییابد. او «اختیار خرید» قرارداد آتی گندم را با قیمت اعمال ۵ دلار در هر بوشل خریداری میکند. زمانی که اختیارها منقضی میشوند، قیمت گندم به ۶ دلار رسیده است. سرمایهگذار میتواند اختیار خود را اعمال کرده (خرید در ۵ دلار) و سپس گندم را به قیمت ۶ دلار بفروشد که منجر به سود میشود. نتیجهگیری: استفاده از قراردادهای آتی یکی از روشهای کلیدی برای فعالیت در محیط بازار کونتانگو و کسب بازده از آن است. سرمایهگذاران با خرید قراردادهای آتی، رولاور کردن قراردادها به سررسیدهای بعدی، یا استفاده از اختیار معامله، میتوانند قیمتهای بالاتر آینده را تثبیت کرده و به طور بالقوه سود کسب کنند. با این حال، درک عمیق ریسکهای مرتبط با قراردادهای آتی و انجام تحقیقات جامع (Due Diligence) پیش از ورود به سرمایهگذاری، امری حیاتی است.
مقایسه بکواردیشن (Backwardation) و کونتانگو (Contango) اگر در بازار آتی، قیمتها با هر تاریخ سررسید متوالی بالاتر بروند، این وضعیت به عنوان یک منحنی فوروارد (Forward Curve) با شیب صعودی توصیف میشود. این شیب صعودی – که به کونتانگو معروف است – متضاد بکواردیشن است. نام دیگر این منحنی فوروارد با شیب صعودی، "فورواردیشن" (Forwardation) است. در حالت کونتانگو، قیمت قرارداد آتی نوامبر بالاتر از قرارداد اکتبر است، که آن هم بالاتر از قیمت جولای است و به همین ترتیب. در شرایط عادی بازار، منطقی است که قیمت قراردادهای آتی هرچه تاریخ سررسید دورتر باشد، افزایش یابد؛ زیرا این قیمتها شامل هزینههای سرمایهگذاری مانند "هزینههای حمل" (Carrying Costs) یا هزینههای انبارداری برای یک کالا هستند. زمانی که قیمتهای آتی از قیمتهای فعلی (نقد) فراتر میروند، انتظار میرود که قیمت نقد (Spot Price) افزایش یابد تا با آنها مطابقت پیدا کند. برای مثال، معاملهگران قراردادهای آتی را که قیمتهای بالاتری در آینده دارند، میفروشند (موقعیت فروش یا Short میگیرند) و در قیمتهای پایینترِ نقد خرید میکنند. نتیجه این امر، تقاضای بیشتر برای کالا است که قیمت نقد را به سمت بالا سوق میدهد. با گذشت زمان، قیمت نقد و قیمت آتی همگرا میشوند (به یکدیگر میرسند). یک بازار آتی میتواند بین وضعیت کونتانگو و بکواردیشن تغییر حالت دهد و برای یک دوره کوتاه یا طولانی در هر یک از این وضعیتها باقی بماند.
دینامیک نرخ بهره و قیمتگذاری در بازار آتی (Futures) نرخهای بهره، نقشی بنیادی و حیاتی در شکلدهی به ساختار بازار آتی ایفا میکنند. نوسانات و حرکت نرخهای بهره میتواند تأثیری عمیق و معنادار بر مکانیسم قیمتگذاری قراردادهای آتی داشته باشد. در این بخش، به واکاوی همبستگی میان نرخهای بهره و قیمتگذاری آتی میپردازیم. ما بررسی خواهیم کرد که تغییرات در نرخ بهره چگونه بر اکوسیستم بازار آتی اثر میگذارد و معاملهگران حرفهای هنگام فعالیت در بازاری که تحت تأثیر این نرخهاست، چه فاکتورهایی را باید در نظر بگیرند.
۱. نرخهای بهره و قیمتگذاری آتی (Cost of Carry) نرخهای بهره تأثیری مستقیم بر «هزینه سرمایه» (Cost of Capital) دارند که این امر مستقیماً مدلهای قیمتگذاری قراردادهای آتی را متأثر میسازد. (در ادبیات فیوچرز، این موضوع عمدتاً به مفهوم Cost of Carry یا هزینه حمل اشاره دارد). زمانی که نرخهای بهره افزایش مییابند، هزینه استقراض بالا میرود و سرمایهگذاران برای تخصیص سرمایه خود، خواهان نرخ بازدهی بالاتری هستند. این پدیده منجر به افزایش هزینه سرمایه شده و در نهایت، قیمت قراردادهای آتی را به سمت بالا سوق میدهد (زیرا هزینه نگهداری موقعیت یا دارایی پایه تا سررسید افزایش مییابد). در مقابل، زمانی که نرخهای بهره کاهش مییابند، هزینه استقراض ارزانتر شده و سرمایهگذاران به بازدهی کمتری راضی میشوند. این امر منجر به کاهش هزینه سرمایه و در نتیجه، فشار نزولی بر قیمت قراردادهای آتی میشود.
۲. تأثیر نرخهای بهره بر «منحنی بازده» (Yield Curve) منحنی بازده، نمایشی گرافیکی از رابطه میان نرخهای بهره (بازده) و زمان تا سررسید اوراق بدهی است. این منحنی ابزاری فاندامنتال برای سرمایهگذاران است تا مسیر آتی نرخهای بهره را پیشبینی کنند. تغییرات در نرخ بهره، شکل هندسی منحنی بازده را تغییر میدهد که این تغییر شکل، به نوبه خود بر قیمتگذاری قراردادهای آتی اثر میگذارد. زمانی که نرخهای بهره افزایش مییابند، منحنی بازده معمولاً «شیبدارتر» (Steeper) میشود؛ بدین معنا که شکاف (Spread) میان نرخهای بهره کوتاهمدت و بلندمدت عمیقتر میگردد. این اتفاق منجر به افزایش هزینه سرمایه برای سرمایهگذاریهای بلندمدت شده و قیمت قراردادهای آتی با سررسیدهای طولانیتر را افزایش میدهد.
۳. همبستگی میان نرخهای بهره و تورم (Inflation) نرخهای بهره و تورم پیوندی تنگاتنگ و متقابل دارند. با افزایش فشارهای تورمی، نرخهای بهره نیز معمولاً تمایل به صعود دارند. دلیل بنیادی این امر، فرسایش قدرت خرید پول توسط تورم است؛ لذا سرمایهگذاران برای جبران این کاهش ارزش، بازدهی اسمی بالاتری طلب میکنند. هنگامی که نرخهای بهره (در پاسخ به تورم) افزایش مییابند، هزینه سرمایه بالا رفته و این امر موجب افزایش قیمت قراردادهای آتی میشود. برعکس، با فروکش کردن تورم، نرخهای بهره تمایل به کاهش دارند که منجر به کاهش قیمتها در بازار آتی میگردد.
۴. تأثیر سیاستهای بانک مرکزی (Monetary Policy) بر نرخهای بهره بانکهای مرکزی بازیگردانان اصلی در تعیین و جهتدهی به نرخهای بهره هستند. آنها از ابزارهای متنوع سیاست پولی (مانند عملیات بازار باز یا تغییر نرخ تنزیل) برای تأثیرگذاری بر هزینه استقراض و حجم عرضه پول در اقتصاد استفاده میکنند. سیاستهای بانک مرکزی میتواند ایمپکت (Impact) قابلتوجهی بر قیمتگذاری آتی داشته باشد. برای مثال، زمانی که بانک مرکزی سیاستهای انبساطی اتخاذ کرده و نرخهای بهره را کاهش میدهد، این امر محرک رشد اقتصادی شده و تقاضا برای قراردادهای آتی را افزایش میدهد که نتیجه آن رشد قیمتهاست. در مقابل، سیاستهای انقباضی و افزایش نرخ بهره، میتواند منجر به کند شدن رشد اقتصادی، کاهش تقاضا و افت قیمتها در بازار آتی شود.
۵. جمعبندی اجرایی نرخهای بهره متغیری کلیدی در فرمولاسیون قیمتگذاری قراردادهای آتی هستند. معاملهگران باید آگاهی کاملی از دینامیک رابطه بین نرخ بهره و قیمتهای آتی و چگونگی تأثیر تغییرات این نرخ بر بازار داشته باشند. هنگام معامله در محیطی که متأثر از نرخ بهره است، معاملهگران باید تأثیر سیاستهای بانک مرکزی، چشمانداز تورمی و شکل منحنی بازده را در تحلیلهای خود لحاظ کنند. درک عمیق این تعاملات متقابل، کلید اتخاذ تصمیمات معاملاتی آگاهانه و مدیریت ریسک مؤثر است.
بهکارگیری قراردادهای آتی (Futures) برای حفظ سرمایه وقتی صحبت از «حفظ سرمایه» (Capital Preservation) به میان میآید، سرمایهگذاران طیف متنوعی از تکنیکهای پوشش ریسک خرد (Microhedge) را در اختیار دارند. یکی از متداولترین روشها، استفاده از قراردادهای آتی است. قراردادهای آتی به سرمایهگذاران اجازه میدهند تا قیمتی را برای یک دارایی خاص در آینده تثبیت (Lock in) کنند، که این امر سطحی از قطعیت و نوعی مصونیت در برابر نوسانات بازار (Market Volatility) را فراهم میآورد. در این بخش، مزایا و معایب استفاده از قراردادهای آتی برای حفظ سرمایه را بررسی خواهیم کرد.
۱. پوشش ریسک (Hedging) با قراردادهای آتی قراردادهای آتی نوعی ابزار مشتقه (Derivative) هستند که بر اساس آنها سرمایهگذاران توافق میکنند یک دارایی را با قیمت و تاریخی از پیش تعیینشده در آینده خرید یا فروش کنند. این ویژگی آنها را به ابزاری ایدهآل برای پوشش ریسک در برابر نوسانات بازار تبدیل میکند. بهعنوانمثال، فرض کنید سرمایهگذاری مالک یک سبد سهام (Portfolio) است و نگران ریزش احتمالی بازار میباشد. با اتخاذ موقعیت در قراردادهای آتیِ یک «شاخص بازار سهام»، سرمایهگذار میتواند عملاً ارزش آتی پورتفوی خود را تثبیت کرده و از آن در برابر زیانهای احتمالی محافظت نماید.
۲. مزایای قراردادهای آتی یکی از مزایای اصلی بهکارگیری قراردادهای آتی برای حفظ سرمایه، انعطافپذیری بالای آنهاست. سرمایهگذاران میتوانند از این قراردادها برای پوشش ریسک طیف وسیعی از داراییها، شامل سهام، اوراق قرضه، ارزها و کالاها (Commodities) استفاده کنند. علاوه بر این، قراردادهای آتی از نقدشوندگی (Liquidity) بسیار بالایی برخوردارند؛ بدین معنا که به سادگی در بورسهای سراسر جهان قابل خرید و فروش هستند. این ویژگی، آنها را به ابزاری کارآمد برای سرمایهگذارانی تبدیل میکند که میخواهند استراتژیهای پوشش ریسک خود را همگام با تغییر شرایط بازار، به سرعت تعدیل کنند.
۳. معایب قراردادهای آتی اگرچه قراردادهای آتی ابزاری مؤثر برای حفظ سرمایه هستند، اما معایبی نیز دارند. یکی از بزرگترین ریسکهای مرتبط با آنها، ریسک طرف مقابل (Counterparty Risk) است. از آنجا که قراردادهای آتی در بورسها معامله میشوند، سرمایهگذاران به طور غیرمستقیم در معرض اعتبار بورس یا اتاق پایاپای (Clearinghouse) قرار دارند. همچنین، قراردادهای آتی ذاتاً اهرمی (Leveraged) هستند؛ به این معنی که حتی نوسانات کوچک قیمتی میتواند منجر به سود یا زیانهای قابلتوجه شود (که نیازمند مدیریت دقیق مارجین است).
۴. جایگزینهای قراردادهای آتی در حالی که قراردادهای آتی ابزاری محبوب برای حفظ سرمایه محسوب میشوند، تنها گزینه موجود نیستند. سایر تکنیکهای مایکرو-هج، نظیر قراردادهای اختیار معامله (Options) و صندوقهای قابل معامله در بورس (ETFs) نیز میتوانند در کاهش ریسک مؤثر باشند.
قراردادهای اختیار معامله (Options): به سرمایهگذار این «حق» (و نه الزام) را میدهند که یک دارایی را در قیمت و تاریخ مشخصی در آینده خرید یا فروش کند.
صندوقهای ETF: نوعی صندوق سرمایهگذاری هستند که عملکرد یک دارایی یا شاخص خاص را ردیابی (Track) میکنند.
۵. نتیجهگیری در مجموع، قراردادهای آتی میتوانند ابزاری قدرتمند برای حفظ سرمایه باشند، اما با ریسکها و چالشهایی نیز همراهاند. ضروری است که سرمایهگذاران استراتژیهای پوشش ریسک خود را به دقت بررسی کرده و مزایا و معایب هر گزینه را بسنجند. جایگزینهایی مانند قراردادهای اختیار معامله و ETFها میتوانند مزایای مشابهی را با ریسک کمتر ارائه دهند و شایسته بررسی هستند. در نهایت، بهترین گزینه به اهداف فردی و سطح تحمل ریسک (Risk Tolerance) سرمایهگذار بستگی خواهد داشت.
در صورتیکه علاقمند به تهیه دوره هستید؛ به این لینک مراجعه فرمایید.
محاسبه نرخ دلار شمش
- هر گواهی سپرده کالایی شمش طلا معادل ۰/۱ گرم (۱۰۰ سوت) است.
- هر انس طلا معادل ۳۱/۱۰۳۴ گرم است.
- عیار طلای شمش بورس کالا ۹۹۵ یا همان ۲۴ عیار است.
- جهت محاسبه دلار شمش ابتدا قیمت دلاری انس را بر ۳۱/۱۰۳۴ تقسیم میکنیم تا قیمت دلاری یک گرم طلا به دست آید. (مثلا قیمت فعلی انس 4885 دلار میباشد که معادل هر گرم 157 دلار میباشد.)
- سپس قیمت ریالی شمش بورس کالا را از تابلو برداشته و در ده ضرب میکنیم تا قیمت ریالی یک گرم طلا به دست آید. ( مثلا قیمت فعلی تابلو٢٢,٧٠٠,١٦٠ ریال است که معادل گرمی ٢٢٧٠٠١٦٠٠ ریال است.)
- در نهایت عدد ریالی را بر عدد دلاری تقسیم کرده تا نرخ دلار شمش به دست آید.( معادل هر دلار ۱۴۴۵۸۷۰ ریال است.)
جهت خلاصه محاسبات میتوانیم قیمت تابلو بورس کالا را در عدد ۰/۳۲۱۵ ضرب کرده و بر قیمت انس تقسیم کنیم.
طلا در تاریخ
امروز نمیخواهیم فقط درباره یک نماد به اسم XAUUSD صحبت کنیم. امروز میخواهیم درباره «خونِ اقتصاد جهان» حرف بزنیم . انسانها در طول تاریخ برای هیچ چیز دیگری به اندازه این فلز زرد، همدیگر را نکشتهاند، خیانت نکردهاند و لشکرکشی نکردهاند. چرا؟ چون طلا تنها چیزی بود که به انسان، وعدهی «جاودانگی» میداد. آهن زنگ میزند، غذا فاسد میشود، پارچه میپوسد. اما اگر شما یک شمش طلا را امروز در باغچه خاک کنید و ۵۰۰۰ سال بعد نوادگان شما آن را پیدا کنند، دقیقاً همینقدر درخشان است. طلا، زمان را شکست میدهد. و این، شروع جادوی ماست." بیایید سوار ماشین زمان بشویم و به آمریکای جنوبی برویم. به پرو. جایی که تمدن عظیم اینکاها زندگی میکردند. وقتی اسپانیاییها به پرو رسیدند، شوکه شدند. آنها دیدند که اینکاها از طلا برای همه چیز استفاده میکنند. معابدشان ورقههای طلا داشت، مجسمههایشان طلا بود. اسپانیاییها که دیوانه پول بودند پرسیدند: «چرا اینقدر طلا جمع کردید؟ پولش چقدر میشود؟» اینکاها با تعجب نگاه کردند. برای آنها طلا، «پول» نبود. آنها یک افسانه زیبا داشتند. اینکاها معتقد بودند طلا، اشکهای خورشید است. آنها میگفتند خدای خورشید ، وقتی به زمین نگاه میکند و رنج انسانها یا زیبایی طبیعت را میبیند، اشک میریزد و این اشکها وقتی به زمین میرسند، سرد شده و تبدیل به طلا میشوند. شما روی اشک خدا قیمت میگذارید؟ این تضاد عجیب است: برای بومیان، طلا پلی به سوی خدا بود. برای مهاجمان اروپایی، طلا پلی به سوی قدرت. و همین تفاوت نگاه، باعث شد یکی از بزرگترین غارتهای تاریخ شکل بگیرد. صدها تُن از این آثار هنری ذوب شد تا به سکههایی تبدیل شود که پادشاهان اروپا با آن جنگ راه بیندازند."
کمی آنطرفتر، در مصر باستان، داستان حتی عجیبتر بود. فراعنه مصر باوری داشتند که طلا، «گوشت خدایان» (Flesh of the Gods) است. چرا؟ چون طلا زنگ نمیزد و تغییر رنگ نمیداد، درست مثل خدایان که پیر نمیشدند. ماسک توتانخامون را دیدهاید؟ آن فقط یک ماسک نیست. آن یک «پاسپورت» برای ورود به جهان ابدی بود. مصریها معتقد بودند اگر با طلا دفن شوند، انرژی خورشیدیِ طلا، روح آنها را در تاریکیِ مرگ راهنمایی میکند. اما طلا همیشه مقدس نبود. طلا یک روی تاریک و ترسناک هم دارد: طمع. همه شما داستان «شاه میداس» را شنیدهاید. اما بیایید از زاویه یک معاملهگر به آن نگاه کنیم. میداس پادشاهی بود که عاشق ثروت بود. او از خدایان (دیونیسوس) یک آرزو کرد: «هر چیزی را که لمس میکنم، طلا شود.» آرزویش برآورده شد. او شاخه درخت را گرفت، طلا شد. سنگ را برداشت، طلا شد. میداس از خوشحالی فریاد میکشید. او فکر میکرد خوشبختترین مرد جهان است. (این لحظه شبیه لحظهای است که شما در فیوچرز فولمارجین وارد سود میشوید و حس خدایی دارید!).اما وقت شام رسید. نان را برداشت، فلز سفت شد. جام شراب را برداشت، طلای مذاب شد. و فاجعه نهایی زمانی رخ داد که دختر کوچکش به آغوش او دوید. میداس او را بغل کرد و... دخترک تبدیل به یک مجسمه سرد و بیروح طلایی شد. میداس فهمید که طلا، «هدف» نیست. طلا فقط یک «ابزار» است. وقتی طلا هدف زندگی شود، زندگی را میکشد.این درس بزرگ بازار طلا است: طلا میتواند شما را ثروتمند کند، اما اگر طمع کنید (مثل میداس)، شما را در خودش حبس میکند و نابود میشوید."
"حالا برگردیم به سال ۲۰۲۴ (یا ۲۰۲۵). چرا ما هنوز نمودار XAUUSD را تحلیل میکنیم؟ مگر بیتکوین نیامده؟ مگر دلار و یورو نیست؟ داستان این است: در طول تاریخ، هزاران ارز کاغذی آمدند و پودر شدند. اما طلا ماند. وقتی جنگ میشود، بورس سقوط میکند. وقتی تورم میشود، پول نقد بیارزش میشود. وقتی زلزله سیاسی میآید، ملک را نمیشود برد. در تمام این لحظات، انسانها ناخودآگاه یادِ «اشکهای خورشید» میافتند. یاد آن فلزی که ۵۰۰۰ سال است خیانت نکرده.
ما در این دوره قرار است یاد بگیریم چطور با این «ترس و امید جهانی» معامله کنیم. وقتی اخبار جنگ میآید، چرا طلا بالا میرود؟ چون مردم میترسند و به پناهگاه (Safe Haven) میدوند. وقتی اقتصاد خوب است، چرا طلا رنج میزند؟ چون طمعِ سودهای بیشتر در سهام، مردم را از پناهگاه بیرون میکشد.
۱. عصر باستان (۴۰۰۰ تا ۲۰۰۰ قبل از میلاد): الک کردن شنهای درخشان. تکنولوژی استخراج: Placer Mining (استخراج آبرفتی). انسانها طلا را استخراج نمیکردند، بلکه آن را «پیدا» میکردند. طلا سنگین بود و در کف رودخانهها تهنشین میشد. مراکز اصلی: نوبیا (مصر باستان - واژه "Nub" در مصری یعنی طلا)، بینالنهرین. میزان استخراج: بسیار ناچیز (سالانه چند صد کیلوگرم در کل جهان). کاربرد: صرفاً تزئینی و مذهبی (جامها، زیورآلات پادشاهان). رفرنس علمی: تمدن وارنا (Varna Necropolis) در بلغارستان که قدیمیترین طلای فرآوری شده جهان (۴۶۰۰ ق.م) در آن کشف شده است.
۲. عصر امپراتوریها (۲۰۰۰ ق.م تا ۱ میلادی): مهندسی رومی. تکنولوژی استخراج: جهش بزرگ! رومیها روش Ruina Montium (تخریب کوهستان) را اختراع کردند. آنها با تکنیکهای هیدرولیک، جریان آب را با فشار به داخل کوهها هدایت میکردند تا رگههای طلا را بشویند و بیرون بکشند. مراکز اصلی: لاس مدولاس (Las Médulas) در اسپانیا. میزان استخراج: تخمین زده میشود روم سالانه بین ۵ تا ۱۰ تُن طلا استخراج میکرد. کاربرد: ضرب سکه Aureus (استاندارد پولی برای پرداخت حقوق لژیونرها) و تجارت بینالمللی. رفرنس تاریخی: کتاب «تاریخ طبیعی» (Natural History) نوشته پلینی بزرگ (Pliny the Elder) که فرآیند شستشوی کوهها را دقیق شرح داده است.
۳. قرون وسطی (۱ میلادی تا ۱۴۰۰ میلادی): سکوت اروپا، درخشش آفریقا. تکنولوژی استخراج: در اروپا تکنولوژی سقوط کرد و به روشهای دستی بازگشت. اما در غرب آفریقا (امپراتوری مالی)، معادن عظیم روباز فعال شدند. مراکز اصلی: امپراتوری مالی (تیمبوکتو)، امپراتوری بیزانس. میزان استخراج: متغیر. کاربرد: دینار اسلامی (Dinar) و سکههای بیزانس. استفاده گسترده در هنر مذهبی (ورق طلا در نقاشیهای کلیسا). فکت علمی: سفر حج مانسا موسی (Mansa Musa) پادشاه مالی در سال ۱۳۲۴ میلادی. او چنان حجمی از طلا (تخمین ۱۸ تن) را در مسیر قاهره خرج کرد که قیمت طلا در خاورمیانه برای ۱۰ سال سقوط کرد! (اولین تورم ناشی از عرضه طلا).
۴. عصر اکتشاف (۱۴۰۰ تا ۱۸۰۰ میلادی): غارت دنیای جدید: تکنولوژی استخراج: کشف روش آمالگاسیون جیوه (Mercury Amalgamation). استعمارگران فهمیدند جیوه میتواند ذرات ریز طلا را جذب کند. این روش سمی، استخراج را چند برابر کرد. مراکز اصلی: کلمبیا، پرو، مکزیک، برزیل. میزان استخراج: سیل عظیم طلا به اروپا. بین سالهای ۱۵۰۰ تا ۱۶۰۰، تخمین زده میشود ۱۵۰ تا ۲۰۰ تن طلا وارد اسپانیا شد. کاربرد: پشتوانه جنگهای مذهبی اروپا، ساخت کلیساهای باروک، و ذخایر خزانه سلطنتی. رفرنس اقتصادی: این حجم از طلا باعث «انقلاب قیمتها» در اروپا و تورم شدید شد (نظریه مقداری پول برای اولین بار تست شد).
۵. عصر طلایی (۱۸۰۰ تا ۱۹۰۰ میلادی): تب طلا (Gold Rush): تکنولوژی استخراج: کشف فرآیند سیانور (Cyanidation) در ۱۸۸۷. این روش اجازه داد طلاهایی که با چشم دیده نمیشدند، از سنگ جدا شوند. مراکز اصلی: کالیفرنیا (۱۸۴۹)، استرالیا (۱۸۵۱)، ویتواترزرند (آفریقای جنوبی - ۱۸۸۶). میزان استخراج: انفجار تولید! تنها در ۵۰ سال آخر قرن نوزدهم، بیشتر از کل تاریخ بشر تا آن زمان طلا استخراج شد. کاربرد: ایجاد «استاندارد طلا» (Gold Standard). هر دلار کاغذی دقیقاً معادل مقدار مشخصی طلا در بانک بود. رفرنس زمینشناسی: کشف حوزه Witwatersrand در آفریقای جنوبی که تاکنون ۴۰٪ کل طلای استخراج شده در تاریخ بشر از همین یک منطقه آمده است.
۶. عصر مدرن (۱۹۰۰ تا ۲۰۲۴): استخراج میکروسکوپی و فضا: تکنولوژی استخراج: معادن روباز (Open Pit) که از فضا دیده میشوند و روشهای لیچینگ (Leaching) پیشرفته. امروز برای به دست آوردن یک حلقه طلا، باید حدود ۲۰ تن خاک جابجا شود. مراکز اصلی: چین، روسیه، استرالیا، آمریکا (نوادا). میزان استخراج: حدود ۳۰۰۰ تا ۳۵۰۰ تن در سال. کاربرد: ۵۰٪ جواهرات. ۳۰٪ سرمایهگذاری (شمش و سکه). ۱۰٪ تکنولوژی و فضا (روکش ماهوارهها، بردهای آیفون و چیپستها). ۱۰٪ بانکهای مرکزی. فکت علمی: بر اساس دادههای World Gold Council، کل طلای استخراج شده در طول تاریخ حدود ۲۱۲,۰۰۰ تن است. اگر همه آن را ذوب کنیم، مکعبی به ضلع فقط ۲۲ متر میشود!
شورای جهانی طلا (World Gold Council - WGC) را میتوان به عنوان «اتاق فکر» و «وزارت خارجه» صنعت طلا در نظر گرفت. اگر بانکهای مرکزی نگهبان «پول» هستند، این شورا نگهبان «منافع طلا» در سطح جهانی است.
۱. تاریخچه: تولد از دل نیاز (۱۹۸۷): تا قبل از دهه ۱۹۷۰، طلا بخشی از سیستم پولی جهان بود (استاندارد طلا). اما بعد از اینکه نیکسون در سال ۱۹۷۱ رابطه دلار و طلا را قطع کرد، طلا ناگهان «یتیم» شد. دیگر دولتها الزامی به تبلیغ یا حمایت از آن نداشتند.
تاسیس: در سال ۱۹۸۷، بزرگترین شرکتهای استخراجکننده طلا در جهان دور هم جمع شدند و مقر اصلی آن را در لندن (قلب تجارت فلزات) تاسیس کردند.
هدف اولیه: هدف ساده بود: «حالا که طلا دیگر پول رسمی نیست، باید کاری کنیم مردم و سرمایهگذاران همچنان عاشق آن بمانند.» آنها میخواستند تقاضا را تحریک کنند.
۲. نحوه تشکیل و ساختار (Structure) شورای جهانی طلا یک سازمان توسعه بازار (Market Development Organization) است، نه یک نهاد دولتی. اعضا چه کسانی هستند؟ اعضای این شورا، غولهای معدنی جهان هستند. شرکتهایی مثل Newmont، Barrick Gold و Agnico Eagle. در واقع کسانی که طلا را از دل خاک بیرون میکشند، هزینه این شورا را میدهند. بودجه از کجا میآید؟ شرکتهای عضو، بر اساس میزان طلایی که تولید میکنند (Per Ounce)، مبلغی را به شورا پرداخت میکنند تا شورا از منافع صنعت دفاع کند. دفاتر: علاوه بر لندن، در بازارهای کلیدی مصرف طلا مثل هند، چین، سنگاپور و آمریکا (نیویورک) دفتر دارند تا نبض بازار را در دست بگیرند.
۳. اهمیت و کارکردها (چرا برای تریدرها مهم است؟) شورای جهانی طلا فقط یک اتحادیه خشک و خالی نیست؛ آنها معمار بازار مدرن طلا هستند. اهمیت آنها در سه بخش خلاصه میشود:
الف) خالق ابزارهای نوین (ETFها): مهمترین کاری که WGC در تاریخ انجام داد، کمک به خلق ETF طلا (GLD) در سال ۲۰۰۴ بود. تا قبل از آن، مردم عادی برای خرید طلا باید شمش فیزیکی میخریدند و نگران دزدی بودند. WGC کمک کرد تا طلا مثل سهام قابل معامله شود. این کار میلیاردها دلار سرمایه جدید را وارد بازار طلا کرد.
ب) مرجع آماری (Gold Demand Trends): تریدرهای فاندامنتال هر سه ماه یکبار منتظر گزارش معروف WGC هستند. این گزارش دقیقاً میگوید: بانکهای مرکزی چقدر طلا خریدند؟ (مثلاً میفهمیم چین در حال ذخیرهسازی است). تقاضای جواهرات در هند و چین کم شده یا زیاد؟میزان استخراج معادن چقدر بوده است؟ این اطلاعات مستقیماً روی تحلیل بلندمدت قیمت اثر میگذارد.
ج) استانداردسازی اخلاقی: طلای بدون درگیری (Conflict-Free Gold): شورا استانداردهایی وضع کرد تا مطمئن شود طلای استخراج شده، خرج جنگهای داخلی و تروریسم نمیشود (مشابه الماسهای خونین). استاندارد طلا در شریعت: آنها با همکاری نهادهای اسلامی، استانداردی را تدوین کردند که سرمایهگذاری در طلا را برای مسلمانان (که محدودیتهایی در معاملات ربوی دارند) تسهیل کرد.
موتورهای محرک طلا (The Gold Drivers Cheat Sheet)
این لیست کامل عواملی است که قیمت انس جهانی طلا (XAUUSD) را تکان میدهند:
۱. عوامل کلان اقتصادی آمریکا (US Macro Data)
از آنجا که طلا با دلار قیمتگذاری میشود، وضعیت اقتصاد آمریکا مهمترین فاکتور است.
نرخ بهره واقعی (Real Interest Rates): (مهمترین عامل طبق فدرال رزرو). حاصل تفریق تورم از نرخ بهره اسمی. رابطه معکوس دارد.
شاخص قیمت مصرفکننده (CPI & PCE): معیار اصلی تورم. اگر تورم بالا برود ولی نرخ بهره ثابت بماند، طلا بالا میرود.
اشتغال بخش غیرکشاورزی (NFP): اگر NFP قوی باشد، یعنی اقتصاد قوی است -> نرخ بهره بالا میماند -> طلا میریزد.
تولید ناخالص داخلی (GDP): رشد اقتصادی ضعیف یا منفی (رکود) به نفع طلا است.
شاخص اطمینان مصرفکننده (Consumer Confidence): وقتی مردم ناامید هستند، به سمت طلا میروند.
۲. سیاستهای پولی و بانکی (Monetary Policy)
تصمیمات کسانی که شیر فلکه پول را در دست دارند.
تصمیمات فدرال رزرو (FOMC): افزایش نرخ بهره (Hawkish) دشمن طلا و کاهش نرخ بهره (Dovish) دوست طلا است.
چاپ پول (QE - Quantitative Easing): تزریق پول به بازار باعث تضعیف دلار و پرواز طلا میشود.
خرید بانکهای مرکزی (Central Bank Buying): تقاضای فیزیکی عظیم از سوی چین، روسیه، هند و ترکیه برای دلارزدایی.
سخنرانیهای پاول (Jerome Powell): لحن رئیس فد میتواند در چند ثانیه بازار را زیر و رو کند.
۳. بازار ارز و اوراق قرضه (Currency & Bonds)
رقیبهای اصلی طلا. شاخص دلار (DXY): معمولاً (نه همیشه) رابطه الاکلنگی (معکوس) با طلا دارد. دلار قوی = طلای ارزان. بازده اوراق خزانه ۱۰ ساله (US 10Y Yields): رقیب اصلی طلا. وقتی بازده اوراق بالا میرود، جذابیت طلای بدون سود کم میشود.
۴. ژئوپلیتیک و ترس (Geopolitics & Fear)
عواملی که ناگهانی و غیرقابل پیشبینی هستند. جنگ و تنش نظامی: (مثل اوکراین یا خاورمیانه). باعث ایجاد جهشهای ناگهانی (Spike) میشود. تحریمهای اقتصادی: کشورهایی که تحریم میشوند رو به ذخیره طلا میآورند. انتخابات آمریکا: عدم قطعیت سیاسی همیشه به نفع طلا است.
۵. عرضه و تقاضای فیزیکی (Physical Supply/Demand)
عواملی که در بلندمدت کف قیمت را میسازند.
- تقاضای جواهرات (Jewelry Demand): به خصوص فصل عروسیها در هند (پاییز) و سال نو چینی (زمستان).
- وضعیت معادن (Mining Output): اعتصاب در معادن آفریقای جنوبی یا کشف ذخایر جدید (که خیلی کم پیش میآید).
- بازیافت طلا (Recycled Gold): وقتی قیمت خیلی بالا میرود، مردم طلاهای کهنه را میفروشند و عرضه زیاد میشود.
۶. جریان سرمایه و سفتهبازی (Flows & Speculation)
پول هوشمند و تریدرها چه میکنند؟
صندوقهای ETF طلا (GLD Flows): وقتی سرمایهگذاران نهادی (موسسات بزرگ) وارد صندوقهایی مثل SPDR Gold Trust میشوند، یعنی روند صعودی است.
گزارش COT (Commitment of Traders): نشان میدهد که "Commercials" (تولیدکنندگان) و "Non-Commercials" (سفتهبازان بزرگ) در بازار فیوچرز روی خرید هستند یا فروش.ایین کف خارج می شویم.
در هفته هشتم درباره مقدمات ICT به روش مایکل هادلستون صحبت کردیم برای اطلاعات بیشتر به صفحه ICT رویش مراجعه فرمایید.
نظرات (0)
برای این دوره هیچ نظری ثبت نشده است. شما اولین نظر را ثبت کنید.
ارسال نظر